برندینگ
برندسازی, کسب و کار پوشاک

مراحل برندینگ اصولی که کارآفرین یا صاحب هر کسب و کاری باید بداند

مراحل برندینگ اصولی که کارآفرین یا صاحب هر کسب و کاری باید بداند
4.8 امتیاز از 5 رای

در سری مطالب راه اندازی تولیدی به ترتیب به «بررسی های اولیه برای راه اندازی تولیدی پوشاک»، «ثبت شرکت تولیدی و اخذ جواز تاسیس»، «مهم ترین اصولی که برای انتخاب نام شرکت باید بدانید» و به «ثبت برند ، مزایا و نحوه انجام آن» پرداختیم. در این مطلب قصد داریم به برندینگ و فرآیند آن بپردازیم.

یکی از مهم ترین مباحث در هر کسب و کاری، فرآیند برندینگ است. این فرآیند منجر به خلق ارزش مطلوب صاحب برند برای مشتری می شود. کارآفرینی و راه اندازی یک کسب و کار، بدون برند و برندینگ، اشتباه است.

برند، دارای ابعاد زیادی است، از این رو معمولا فقط بخش هایی مثل طراحی لوگو، تبلیغات، کیفیت و فروش در نظر گرفته می شود. در حالی که این بخش ها، محل بروز برندینگ هستند و هر کدام دارای شاخه های متعدد دیگری می شوند به عنوان مثال موارد مرتبط به برندینگ در بخش فروش شامل مواردی از قبیل: نیروهای فروش، مدیریت روابط با مشتریان، پشتیبانی، غرفه چینی، قفسه چینی و غیره است.

اما برندینگ، فراتر از این امور است. برندینگ به زبان ساده یعنی: شکل دادن ذهنیت مردم نسبت به یک برند و خاص کردن آن، تا از این طریق افراد سراغ برندهای دیگر نروند. همه‌ عناصر بصری برند از لوگو و فونت گرفته تا کارت ویزیت و بروشور، ابزارهایی برای برندینگ هستند.

برند شدن کار دشواری نیست، نکته دشوار چگونه برند شدن است. به طور مثال فردی در بازار به خاطر فعالیت حرفه ای و صادقانه طی سال ها، به خوش حسابی (برند خوش حساب) و فرد دیگری به خاطر کشیدن چک بلا محل به فردی بدحساب معروف می شود (برند بدحساب).

زمان و هزینه لازم برای برندینگ با توجه به سابقه و خوش نامی در بازار، سرمایه و اهداف شما از برندینگ (افزایش فروش، کشف بازارهای جدید، افزایش قیمت و غیره) مشخص می شود.

برندینگ

شاخص های پایه برند: (اگر برندی این شاخصه ها را نداشته باشد، برند محسوب نمی شود)

  • برند آگاهی: میزان شناخته شده بودن برند. اگر برندی را مردم نشناسند، برند محسوب نمی شود. البته ممکن است برندی در جغرافیا و کشوری شناخته شده باشد، اما در جغرافیای دیگری خیر.
  • احترام و تمایلی که نسبت به یک برند وجود دارد. برندی که محترم نباشد و مردم به آن تمایل نداشته باشند، برند محسوب نمی شود. شناخته شده بودن برند، کافی نیست؛ به عنوان مثال هیتلر شهرت زیادی دارد، اما محترم و محبوب نیست.
  • میزان توانایی رفع نیاز مشتری، یا میزان ارتباطی که از نظر عملکرد می تواند با مخاطب خود داشته باشد.
  • مقدار تمایزی که نسبت به رقبا و همکاران خود دارد. برندی که تمایز نداشته باشد، برند نیست و کالای فله محسوب می شود.

برندسازی

  • اگر چهار مورد بالا وجود داشته باشد، عامل پنجمی به وجود می آید که میزان علاقه و پیوندی است که ایجاد می شود. از این رو احتمال اینکه مشتری برای یافتن برند شما به فروشگاه های مختلف مراجعه کند، زیاد خواهد بود. حتی ممکن است اگر توانایی مالی کافی برای تهیه محصول شما را نداشته باشد، به دنبال زمان و مکان حراجی های مربوط به برند شما بگردد.

متاسفانه برندهای ایرانی، فقط با بخش برند آگاهی شکل گرفته و برخی به بخش حل مشکل نیز پرداخته اند. اما این بخش ها به تنهایی کافی نیستند. دو جنبه دیگر ایجاد تمایز، احترام و تمایل در برندهای ایرانی بسیار ضعیف است. احترام، وفاداری زیادی را به همراه می آورد.

مزایای برندینگ

  • برندینگ با ارزش افزوده ای که به وجود می آورد، سبب تولید ثروت می شود. بسیاری از محصولاتی که برند هستند، شاید کیفیتی یکسان با محصولات دیگر داشته باشند اما قیمت آن ها چند برابر نمونه مشابه باشد.
  • در بازارهایی که توان خرید مصرف کننده رو به کاهش است، الزاما کالایی که قیمت کمتری دارد، فروش بهتری نخواهد داشت. مشتری ترجیح می دهد کالایی مطمئن بخرد. این اطمینان با برندینگ در ذهن مشتری شکل می گیرد.
  • بالاتر رفتن جایگاه احساسی و عاطفی محصول برای مشتری.
  • افزایش اعتبار و شهرت برند در بازار رقابت و ارزش آن برای مشتریان. اعتبار و شهرت یک برند، منجر به فروش بیشتر و قیمت بالاتر محصولات می شود.
  • با جذب مشتریان وفادار از طریق برند، سودآوری به میزان قابل توجهی افزایش می یابد.
  • برند، جزو دارایی های ناملموس است که ارزش آن می تواند بیش از مجموع ارزش تمامی دارایی های فیزیکی باشد.
  • برندسازی سبب کاهش هزینه ها برای جلب مشتری می شود. یعنی در صورتی که مشتری با برند شما آشنا و احساس خوبی نسبت به آن داشته باشد، هزینه های تبلیغات، زمان و غیره، کاهش یافته و مشتریانی وفادار خواهید داشت.
  • از آنجا که مدگرایی رواج یافته و هر روز بر میزان آن افزوده می شود، داشتن برند، یکی از راه های ایجاد تمایز و شخصیت است.

برندینگ

برخی از انواع برندسازی یا برندینگ

  • برندسازی مشارکتی: مشارکت با برندی دیگر برای دست ­یابی به هدف.
  • برندسازی دیجیتال: استفاده از وب سایت و رسانه­ های اجتماعی، بهینه سازی موتور جستجو.
  • برندسازی علّی: همسو کردن برند با نیتی خیرخواهانه یا مسئولیتی اجتماعی.

نقطه شروع برندینگ از کجا است؟

فرآیند برندینگ شامل سه قسمت می شود: قسمت استراتژیک، قسمت میانی و قسمت عملیاتی قضیه. برندینگ را از هر کدام از این حوزه ها می توان آغاز کرد.

اگر از ابتدا بخواهید کالای خود را به شیوه برندی وارد بازار کنید، از حوزه استراتژیک آغاز کرده اید؛ به عنوان نمونه می توان به فیسبوک و استارباکس اشاره کرد.

گاهی برندینگ از حوزه محصول یا خدمات آغاز می شود، مثل: سمند، ساقه طلایی و آیفون. نود درصد برندینگ در ایران از حوزه محصول آغاز می شود.

بخش دیگری که می توان برندینگ را از آن آغاز کرد، و بسیار توصیه می شود، حوزه جایگاه سازی است. در این شیوه، قسمت هایی از بازار را که برای حضور مناسب تر است، پیدا می کنید؛ زیرا نمی توان در همه بخش های بازار حضور داشت و خود را مطرح کرد. بخش هایی از بازار که انتخاب می شوند، بازارهای هدف هستند.

منظور از جایگاه، تصوراتی است که می خواهید مشتری، نسبت به شما در تمایز با رقبا داشته باشد. برندی قدرتمند است که در دو ضلع قدرتمند باشد، یکی ارتباط با مخاطب (چقدر مسایل او را درک می کند، چقدر متناسب با او راه حل ارایه می دهد، چقدر قیمت گذاری و محل عرضه، نحوه ارتباط، تخفیف ها، خدمات پس از فروش، نحوه ارتباط گیری، احترام گذاری و همه این ها متناسب با مخاطب است)، و دیگر این که چقدر از جهت این شاخصه ها یا شاخصه های دیگر با رقیب تمایز دارد (شاخصه هایی مثل دسترسی، خدمات پس از فروش، گارانتی، جنبه های پرستیژی و غیره). این دو ضلع وقتی با یکدیگر جمع شوند، برندی قدرتمند به وجود خواهد آمد.

بخش استراتژی زمانی به بخش عملیاتی مرتبط می شود که بخش بندی، هدف گذاری بازار و جایگاه سازی صورت گرفته باشد.

برندسازی

شخصیت سازی برند

انسان با هر چیزی که به انسان شبیه تر باشد، ارتباط بیشتری برقرار می کند و به آنچه که به آن علاقه داشته باشد، هویت انسانی می بخشد. بنابراین برای ایجاد علاقه به یک برند، آن را به انسان تشبیه می کنند. برندهایی موفق تر هستند که می توانند از حوزه شی فراتر رفته و شخصیت پیدا کنند. منظور از شخصیت داشتن این است که اگر بخواهند خواص انسانی را به یک برند نسبت دهند، آن را در قالب انسان چگونه می بینید. به عنوان مثال اگر افراد بخواهند بی ام و را تصور کنند، اکثرا او را مردی سی و چند ساله با ظاهری ورزشکار و جذاب می بینند، بنز را مردی مسن تر و ۲۰۶ را دختری سی ساله خواهند دید. این برندها در ذهن افراد شخصیت پیدا می کنند و اشخاص از این طریق با آن ها ارتباط برقرار می کنند.

بزرگترین تمایزی که بین برندها به وجود می آید، از جهت ایجاد شخصیت است. تمایزهای کاربردی می توانند به سرعت توسط دیگر رقبا تقلید شوند، از این رو نمی توان این نوع تمایز را پایدار نگه داشت، اما به تفاوت شخصیتی نمی توان به سادگی دست یافت. به عنوان مثال تکنولوژی سامسونگ و اپل تفاوت زیادی ندارند، اما به لحاظ شخصیتی بسیار متفاوت هستند. این شخصیت ها به تدریج رشد می کنند و تبدیل به هویت بصری می شوند؛ مثل لوگو، رنگ، شعار تبلیغاتی، شعار سازمانی، حضور در نمایشگاه، لباس فرم و غیره. تمامی این موارد باید بتوانند نشان دهنده شخصیت برند باشند.

یکپارچگی که پایه اصلی برندسازی است، از اینجا به دست می آید که شخصیت مورد نظر را در بخش های مختلف برند، تکثیر کنید. در برندینگ سه شخصیت وجود دارد: شخصیت واقعی: برند چه چیزی است؟، شخصیت ایده آل: دوست دارید چه چیزی باشد؟، و شخصیت تصویر شده: آنگونه که مردم آن را می بینند. ایده آل برند این است که این سه شخصیت بر هم منطبق باشند.

مراحل برندینگ

مرحله اول

قبل از برندینگ باید زیرساخت های آن را در نظر بگیرید. از این رو باید در مورد موضوعات زیر اطلاعات کسب کنید:

  • شخصیت‌ ها و ویژگی هایی که برندتان می‌تواند داشته باشد را بررسی کنید (مثل مدرن بودن، لوکس بودن، مقرون به صرفه بودن، جوان‌گرایی و غیره).
  • وضعیت رقابت، فرصت ها و تهدیدها در بازار محصول مورد نظر شما.

مرحله دوم

با توجه به اطلاعاتی که در مرحله اول کسب کردید، شخصیتی را برای برند خود انتخاب کنید. پس از آن تلاش کنید هر چیزی که به برند شما مربوط است، این شخصیت را نشان دهد، مثل:

  • المان ‌های بصری: لوگو، ظاهر بروشور، وب ‌سایت، بنر تبلیغاتی و غیره.
  • لحن متن: متن کاتالوگ، وب‌ سایت، ایمیل‌ ها، آگهی ‌ها و غیره.
  • بسته بندی: رنگ، طرح و قالب بسته بندی.
  • محیط کار، آدرس محل کار، شیوه گفتگو با مشتریان، نحوه ارسال محصول و غیره.

مرحله سوم

چشم انداز واضحی را برای برند خود تعریف کنید، تا بتوانید بر اساس آن برنامه ریزی کنید. به عنوان مثال موارد زیر را بررسی کنید:

  • بازارهای هدف،
  • سهمی که از بازار می خواهید،
  • دوست دارید درباره برند شما چه کسانی صحبت کنند؟ و چه بگویند؟
  • میزان درآمد و دارایی که برای برند خود می ‌خواهید.

در نظر داشته باشید که نمی توانید در همه زمینه ها برند باشید. باید یک بخش را با توجه به رقبا و این که کجا بهتر و موفق تر خواهید بود، انتخاب کنید. لازمه این امر، داشتن توصیف درستی از کسب و کار و محصول مورد نظر است.

مرحله چهارم

باید درباره شخصیت، نیازها و علایق مشتریان خود اطلاعات داشته باشید، با آن ها ارتباط برقرار کرده و خود را به آن ها نشان دهید. برند شما باید به عنوان برندی که متعلق به آن ها است و به سلایق، علایق و نیازهای مشتریان اهمیت می دهد، معرفی شود.

برندینگ

مرحله پنجم

  • مردم را از بودن خود آگاه کنید.
  • شخصیت برند، تعهدات‌، چیزی که ارایه می‌دهید و غیره را کاملا به مشتری معرفی کنید.
  • بعد از این که شناخته شدید، باید مورد اعتماد قرار بگیرید.
  • برنامه ریزی شما باید طوری باشد که مشتریان بعد از استفاده از کالا به محصولات شما وابسته شوند.
  • ارتباطی مداوم با مشتری داشته باشید و آن را گسترش دهید.
  • برند ساختن کار یک شبه نیست. اگر همه اصول رعایت شود و روند آن به درستی پیش رود، پنج تا هفت سال زمان می برد تا هویت برند شکل بگیرد.
منابع
  • اطلاعات و تجربیات همراهان روچی در گروه مشاوره کسب و کار پوشاک
  • مصاحبه محمدرضا شعبانعلی با شهریار شفیعی در خصوص برند و برندینگ
  • وبسایت مدیر. تی وی

2 دیدگاه در مورد “مراحل برندینگ اصولی که کارآفرین یا صاحب هر کسب و کاری باید بداند

  1. الیاس گفت:

    با سلام.مطالب جالب و پرباری بود.برای اینکه مطالب بیشتری به دست بیاوریم.منابع دیگری وجود دارد؟

    1. تیم روچی تیم روچی گفت:

      سلام. با یه سرچ ساده اینترنتی می توانید منابع دیگه ای در این زمینه پیدا کنید. سایت ما رو دنبال کنید در آینده مطالب بیشتر و نمونه های برندینگ سایر پوشاک را در سایت قرار خواهیم داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.